الگوهای کلاسیک قیمت در بورس؛ سر و شانه، مثلث، دو قله
الگوهای کلاسیک قیمت در بورس: سر و شانه، مثلث و دو قله؛ ساختار هر الگو، روش محاسبهٔ هدف قیمتی و شرط تأیید شکست با قیمت پایانی و حجم، با مثال عددی آموزشی کامل.
الگوهای قیمتی، روانشناسیِ جمعیِ بازارند که روی چارت نقاشی شده است: هر حمایت و مقاومت، هر موجِ حرص و هر موجِ وحشت، ردی از خودش روی قیمت بهجا میگذارد و وقتی این ردها تکرار شوند، شکلهایی میسازند که صد سال است خوانده میشوند. در این نوشته سه خانوادهٔ پرکاربرد — سر و شانه، مثلثها و دو قله/دو کف — را با ساختار، مثال عددی و مهمتر از همه، شرط تأیید میبینی. یادآوری پایه: الگو، ابزارِ مدیریت است، نه گویِ بلوری.
سر و شانه؛ الگوی خداحافظی از روند
سر و شانه، الگوی برگشتیِ کلاسیک در انتهای روند صعودی است: سه قله که قلهٔ میانی (سر) از دو همسایهاش بالاتر است و خطِ گذرنده از کفِ بین دو قله، «خط گردن» نام دارد. منطقش ساده است: موجِ سومِ خرید، نتوانسته سقفِ محکمتری بسازد — یعنی خریدارانِ تازه، ضعیفتر از نسل قبلاند. مثال عددی فرضی: گردن روی ۲٬۰۰۰ ریال، سر روی ۲٬۴۰۰؛ «ارتفاع الگو» میشود ۴۰۰ ریال. روش هدفگذاری کلاسیک میگوید بعد از شکستِ گردن، قیمت بهاندازهٔ همین ارتفاع پایین میرود: ۲٬۰۰۰ − ۴۰۰ = هدف ۱٬۶۰۰. حالتِ وارونهٔ همین الگو (سر و شانهٔ معکوس) در انتهای روندهای نزولی، خبرِ آغاز صعود است.
مثلثها؛ فشردگیِ تصمیم
- مثلث صعودی: سقفِ افقی و کفِ بالارونده؛ خریداران هر بار بالاتر جمع میشوند و بازار به تصمیم میرسد.
- مثلث نزولی: کفِ افقی و سقفِ پایینرونده؛ فشار فروش هر بار زودتر میآید.
- مثلث متقارن: هر دو سمتِ مثلث به هم نزدیک میشوند؛ بازار فقط نفس میگیرد و جهت را به خبر میسپارد.
- نکتهٔ معاملاتی: هرچه شکست نزدیک به نوکِ مثلث رخ دهد اعتبارش کمتر است؛ شکستِ خوب، معمولاً بین دوسوم تا سهچهارمِ مسیرِ مثلث اتفاق میافتد.
دو قله و دو کف؛ ساده و پُرتکرار
دو قله (M) یعنی سهم دو بار به یک ناحیهٔ مقاومتی خورده و برگشته است؛ دو کف (W) آینهٔ همین صحنه در کف است. کلید اعتبار این الگو، رفتار حجم در قلهٔ دوم است: اگر در قلهٔ دوم، حجم و شتابِ خرید بهمراتب کمتر از قلهٔ اول باشد، یعنی این بار کسی برای دفاع از سقف نمانده — دقیقاً همان چیزی که واگرایی با زبان اندیکاتور میگوید. دو قله بدون سقفِ چسبیده (با فاصلهٔ زمانیِ کافی) و بدون کندلهای تأیید، فقط شبیهِ الگوست، نه خودِ الگو.
شرط تأیید؛ مرزِ الگو و قمار
در بورس دامنهدار، شرطِ تأیید، جانمایهٔ همهٔ الگوهاست: شکست باید با قیمتِ پایانی و با حجم سنگین — معمولاً چند برابرِ میانگین — همراه باشد؛ الگویی که «شکسته» نشده، فقط شکل است و شکلها حقوقی ندارند. تیکِ لحظهایِ بالای گردن یا زیر خطِ مثلث، در بازار ما ابداً نادر نیست و پشتش همان داستانِ همیشگی است: فروشِ سهم به دستِ عجولها. اگر بخواهی کاسِهٔ کاملِ این تلهها را ببینی، نوشتهٔ شکست کاذب در بورس را بخوان؛ و برای تمرین رسم و تأییدِ الگوها روی کندلهای ایرانی، درس الگوهای کندلی در سهمهای ریالی منتظر توست.
الگو، قراردادِ جمعیِ بازار است؛ هر کس زودتر از امضا شدنش معامله کند، امضاشده را نخوانده — گفته است.
سه خانوادهٔ بزرگ الگو را حالا میشناسی و با شرط تأیید، مرزِ الگو و قمار را هم. قدم بعدیِ فصل، ابزارِ ترسیمیِ هدفگذاری و اصلاحسنجی است: فیبوناچی در سهمهای ریالی؛ و برای چیدن همهٔ اینها در یک تحلیلِ منظم، درس حمایت و مقاومت در سهمهای ریالی و نقشهٔ کامل دنیای بورس تریدپرو کنار توست.
مطالب مرتبط
ساختار کامل تحلیل و مدیریت ریسک را در مسیر آموزشی یاد بگیر — از سطح یک، رایگان.