انواع اردر؛ مارکت، لیمیت و استاپ
اجرای فوری در برابر قیمت دلخواه؛ کجا مارکت ممنوع و کجا لیمیت حرف اول را میزند
در پایان این درس میتوانی…
اجرای مارکت را از شرط قیمت لیمیت جدا کنی.
- عمق سفارش را ببین
- سرعت و قیمت را از هم جدا کن
- ابتدا در دمو تمرین کن
یک مثال برای شروع
سفارش مارکت ممکن است در چند قیمت پر شود؛ سفارش لیمیت قیمت را محدود میکند ولی ممکن است اصلاً اجرا نشود.
ابتدا مثال را بفهم؛ در میانه درس یک تمرین کوتاه و در پایان، جمعبندی و کوییز داری.
تحلیل خوب، نصفِ معامله است؛ نصفِ دیگر، اجراست. همان لحظهای که انگشتت روی دکمهٔ خرید است، تفاوت میان اردر مارکت و لیمیت میتواند چند درصد هزینه یا صرفهٔ پنهان بسازد. در این درس چهار خانوادهٔ اردر را باز میکنیم: مارکت برای فوریت، لیمیت برای قیمتِ دلخواه، استاپها برای خروجِ قانونمند و OCO برای ستکردن معامله و رهاکردن صفحه. برای هر کدام جای درست و ممنوعهاش را با عدد میگوییم — از مارکت در جفت خشک که گرانترین اشتباهِ رایج است، تا استاپلیمیتی که در کرش، درِ خروجت را قفل میکند — و در پایان یک ورود کامل با لیمیت روی حمایت، با محاسبهٔ ریسک به ریوارد و حجم، از اول تا آخر اجرا میکنیم تا اجرای قانونمند، مثل تحلیل، برایت مهارت شود.
اردر مارکت؛ فوریت با قیمتِ گران
اردر مارکت یعنی «هر قیمتی که الان هست، بخر یا بفروش». صرافی اردر تو را فوراً با بهترین سفارشِ موجودِ طرف مقابل میبندد؛ تضمینِ اجرا، بدون تضمینِ قیمت. در جفت پرنقد مثل BTC/USDT این «بدون تضمین» تقریباً بیهزینه است: اسپرد حدود ۰٫۰۱٪ است و اردرت همان لحظه پر میشود؛ فوریت، تقریباً رایگان است.
اما همان اردر در جفت خشک، سلاح در رو است. مثال عددی: آلتی با اسپرد ۰٫۷٪ و عمق کم؛ مارکتِ خرید یعنی پرداختنِ Ask و در فروشِ بعدی، دریافتِ Bid — یعنی از همان ثانیهٔ اول حدود ۰٫۷٪ عقبایستادهای؛ با کارمزد تیکر ۰٫۱٪، جمعاً حدود ۰٫۸٪. اگر هدف کوتاهمدت تو ۲٪ باشد، نزدیک نیمی از آن را پیش از شروع بازی دادهای؛ بازیای که هنوز شروع نشده، نتیجهاش قطعی نیست.
پس قاعده را همینجا حک کن: مارکت فقط دو جا حق داری — در جفتهای پرنقد، و در لحظههایی که سرعت از قیمت مهمتر است، مثل خروج اضطراری. جای دیگر، مارکت یعنی خریدنِ عجله با پول خودت؛ عجله هم کالای گرانیدر از چیزی است که بهنظر میرسد.
مرور نکات این بخش
- مارکت = اجرای فوری با بهترین قیمت موجود؛ تضمینِ اجرا، نه قیمت
- در جفت پرنقد: هزینهٔ واقعی ناچیز (اسپرد حدود ۰٫۰۱٪)
- در آلت خشک: شروع معامله با حدود ۰٫۸٪ زیانِ خام (اسپرد + کارمزد تیکر)
- جای مجاز: جفتهای پرنقد و خروج اضطراری
نکته طلایی
نکتهٔ طلایی: پیش از هر مارکت، اسپرد لحظهای را نگاه کن؛ اگر فاصلهٔ Bid و Ask از چند دهم درصد بیشتر است، مارکتِ تو همان لحظه، مشتریِ بدبختی است.
اردر لیمیت؛ قیمت دلخواه با ریسک جا ماندن
اردر لیمیت یعنی «فقط با این قیمت یا بهتر». تو قیمت را تعیین میکنی؛ صرافی اردرت را در اوردربوک میگذارد و اگر بازار به آن برسد، پر میشود. مزیت دوم لیمیت این است که معمولاً میکر است: به نقدینگی بازار اضافه میکند و کارمزدش از تیکر کمتر است — جزئیات کامل این تفکیک در درسِ کارمزد و اسلیپیج همین فصل میآید.
هزینهٔ لیمیت چیست؟ قطعیت. هیچ تضمینی نیست که پر شود؛ در حرکتهای تیز، قیمت ممکن است از لیمیتت رد شود و معامله بدونِ تو ادامه پیدا کند. تو ۰٫۰۵ بیتکوین را لیمیت گذاشتهای روی ۹۲٬۵۰۰؛ اگر پر شود، معامله مال توست؛ اگر نشود، فقط یک فرصت از دست رفته — نه سودی، نه زیانی. لیمیت، ریسک اجرا را از حسابت به «فرصتها» منتقل میکند و این، معامعهای است که معاملهگر قانونمند هر روز امضایش میکند.
جای درست لیمیت، ورود روی سطوحِ ازپیشتعیینشده است: حمایت، مقاومت، خط روند، محدودهٔ اصلاح. هر جا تحلیلت گفته «میخواهم فقط اینجا بخرم»، لیمیت ابزارِ وفاداری به پلن است؛ مارکت در همانجا، ابزارِ فروپاشیدن پلن. درسهای حمایت و مقاومت در سطح ۳ همین دنیا، خودِ سطوح را دقیقتر یادت میدهند.
مرور نکات این بخش
- لیمیت = فقط با قیمت تعیینشدهٔ تو یا بهترِ آن
- مزیت: کنترل قیمت + کارمزد میکرِ کمتر
- هزینه: بدون تضمینِ پُر شدن — فرصت میتواند بدون تو حرکت کند
- جای درست: ورود روی سطوح تحلیلیِ ازپیشنوشته
نکته طلایی
نکتهٔ طلایی: لیمیت را همانجا بگذار که از قبل نوشته بودی، نه جایی که چشمهایت لحظهای خوششان آمد؛ اردرِ خوب از پسِ تحلیل میآید، نه از پسِ هیجان.
مثال کامل؛ ورود با لیمیت روی حمایت
بیا یک ورود کامل را از اول تا آخر اجرا کنیم. تحلیل: بیتکوین در اصلاح است و حمایت مهمِ چارت چهار ساعته در محدودهٔ ۹۲٬۵۰۰ — سوئینگِ قبلی بازار — نشسته است. پلن: خرید لیمیت روی ۹۲٬۵۰۰، استاپ زیر حمایت در ۸۹٬۸۰۰ (پشتِ سطح، نه چسبیده به آن) و تارگت، مقاومت بالایی در ۱۰۰٬۷۰۰. سه عدد، پیش از هر کلیکی نوشته شد.
محاسبات: ریسکِ هر بیتکوین = ۹۲٬۵۰۰ − ۸۹٬۸۰۰ = ۲٬۷۰۰ دلار (حدود ۲٫۹٪)؛ ریواردِ هر بیتکوین = ۱۰۰٬۷۰۰ − ۹۲٬۵۰۰ = ۸٬۲۰۰ دلار (حدود ۸٫۹٪)؛ پس ریسک به ریوارد حدود ۱ به ۳ است. حساب ۵٬۰۰۰ دلاری با ریسک ۱٪ یعنی ۵۰ دلار: حجم = ۵۰ ÷ ۲٬۷۰۰ حدود ۰٫۰۱۸۵ بیتکوین — پوزیشنی به ارزش حدود ۱٬۷۱۰ دلار در لحظهٔ ورود.
سناریوها را کامل ببین: اگر لیمیت پر شود و تارگت بخورد، سود = ۰٫۰۱۸۵ × ۸٬۲۰۰ حدود ۱۵۲ دلار، یعنی حدود ۳٪ حساب؛ اگر استاپ بخورد، زیان = ۰٫۰۱۸۵ × ۲٬۷۰۰ حدود ۵۰ دلار، همان ۱٪ قانونی؛ و اگر قیمت اصلاً به ۹۲٬۵۰۰ نرسد و برگردد بالا؟ هیچ اتفاقی نمیافتد — اردر باز میماند یا لغوش میکنی، با زیانِ صفر. این است آرامشِ معاملهٔ اجراشده با قانون.
مرور نکات این بخش
- لیمیت خرید ۰٫۰۱۸۵ بیتکوین در ۹۲٬۵۰۰ | استاپ ۸۹٬۸۰۰ | تارگت ۱۰۰٬۷۰۰
- ریسک هر کوین ۲٬۷۰۰ دلار و ریوارد ۸٬۲۰۰ دلار؛ ریسک به ریوارد حدود ۱ به ۳
- با ریسک ۱٪ روی حساب ۵٬۰۰۰ دلاری: حجم = ۵۰ ÷ ۲٬۷۰۰ حدود ۰٫۰۱۸۵ بیتکوین
- سود در تارگت حدود ۱۵۲ دلار | زیان در استاپ دقیقاً حدود ۵۰ دلار
- نرسیدنِ قیمت به لیمیت یعنی نه سود، نه زیان؛ فقط فرصتِ ازدسترفته
نکته طلایی
نکتهٔ طلایی: پیش از گذاشتن چنین اردری، سه عدد را روی کاغذ بنویس: ورود، استاپ، حجم؛ اگر عدد حجم را نتوانی سرانگشتی حساب کنی، هنوز آمادهٔ گذاشتن اردر نیستی.
استاپمارکت و استاپلیمیت؛ درِ خروج
اردارهای استاپ برای خروج نوشته شدهاند، نه ورود. استاپمارکت: وقتی قیمت به حدِ مشخص برسد، یک اردر مارکت میشود — اجرای نزدیک به تضمینی، با پذیرشِ اسلیپیج. استاپلیمیت: وقتی قیمت به حد برسد، یک لیمیت با قیمتِ تعیینشدهٔ تو میشود — کنترلِ قیمت، با ریسکِ اجرا نشدن. تفاوت این دو، در روزهای آرام اسمزادگی است و در روزهای بحران، مرزِ بقا و نابودی.
تفاوت را در سناریوی کرش ببین. تو در ۹۶٬۵۰۰ خریدهای و استاپت را ۹۲٬۶۰۰ گذاشتهای. یک شب، ریزشِ تیز: قیمت در چند دقیقه از ۹۳٬۰۰۰ به ۹۱٬۸۰۰ میرود و بعد در ۸۸٬۰۰۰ میخوابد. استاپمارکتِ تو جایی حدود ۹۲٬۳۰۰ تا ۹۲٬۵۰۰ بسته شده — اسلیپیجِ چند دهم درصد، زیان کنترلشده. اما استاپلیمیتی که قیمتِ لیمیتش را ۹۲٬۵۰۰ گذاشته بودی، در سرعتِ ریزش شاید هیچوقت پر نشد و تو را با پوزیشنِ باز در ۸۸٬۰۰۰ تنها گذاشت: زیانِ حدود ۸٫۸٪ بهجای حدود ۴٪.
قاعدهٔ تریدپرو: برای استاپِ زیان، استاپمارکت پیشفرض است. استاپلیمیت فقط وقتی انتخاب میشود که کنترلِ دقیق قیمت برایت حیاتی است، رفتارش را میشناسی و در جفتهای پرنقد کار میکنی. درِ خروجِ اضطراری نباید خودش به قفل تبدیل شود؛ در روزی که همه با هم میفروشند، تنها چیزی که باید تضمین شده باشد، خروجِ خودت است.
مرور نکات این بخش
- استاپمارکت: در حدِ استاپ، مارکت میشود — اجرای نزدیک به تضمینی با اسلیپیج
- استاپلیمیت: در حدِ استاپ، لیمیت میشود — کنترل قیمت، ریسکِ نیفتادن
- در کرش، استاپلیمیت میتواند پر نشود و زیانِ آزاد بسازد
- پیشفرضِ استاپ زیان: استاپمارکت
نکته طلایی
نکتهٔ طلایی: هنگام گذاشتن استاپ از خودت بپرس: «اگر اینجا همه با هم بفروشند، اردر من چه شکلی بسته میشود؟» جوابی که به اسلیپیجِ کنترلشده میرسد درست است؛ جوابی که به «شاید پر نشود» میرسد، قفلِ درِ خروج است.
OCO؛ ستکردن و رها کردن
OCO (یکی لغو میکند دیگری را) یعنی دو اردرِ لینکشده: تارگتِ سود و استاپِ زیان. بهمحض اجرای یکی، دیگری خودکار لغو میشود. مثال عددی: خرید ۰٫۱ اتریوم در ۳٬۲۰۰ دلار؛ OCO با تارگت ۳٬۵۲۰ و استاپ ۳٬۰۴۰. سود در تارگت = ۰٫۱ × ۳۲۰ = ۳۲ دلار؛ زیان در استاپ = ۰٫۱ × ۱۶۰ = ۱۶ دلار؛ یعنی ریوارد، دو برابرِ ریسک (۱ به ۲) — و هیچکدام به بیداری تو وصل نیست.
ارزش واقعی OCO روانی است، نه فنی: معامله با تارگت و استاپِ ازپیشنوشته «ست میشود» و تو از صفحه دور میشوی. بازار شبها هم میچرخد، اما معاملهات دیگر به چارتخوردنِ تو وصل نیست. حالتِ برعکس، معاملهٔ بدون خروجِ قانونمند است که در ویکِ سه بامداد، هیچ مدافعی ندارد و صبح، با یک تصمیمِ خسته و عجول روبهرو میشود.
یک دقت اجرایی: OCO در همهٔ جفتها و همهٔ صرافیها یکسان نیست؛ در بعضی حالتها فقط روی لیمیتها کار میکند و استاپ را باید جدا بگذاری. قابلیتهای حساب معاملاتیات را قبل از پوزیشنِ واقعی، با یک مبلغ کوچک تست کن — نه در دلِ بحران؛ بحران، بدترین کلاسِ آموزش است.
مرور نکات این بخش
- OCO = تارگت + استاپِ لینکشده؛ اجرای یکی، لغوِ خودکارِ دیگری
- ۰٫۱ اتریوم در ۳٬۲۰۰ با تارگت ۳٬۵۲۰ و استاپ ۳٬۰۴۰ یعنی ریسک به ریوارد ۱ به ۲
- ارزش اصلی: معاملهٔ ستشده و ذهنی که از صفحه رها شده
- قابلیت صرافیات را با مبلغ کم تست کن، نه در بحران
نکته طلایی
نکتهٔ طلایی: معاملهٔ بدون OCO یا دستکم استاپِ نوشتهشده، «نگهداشتنِ» ریسک است نه مدیریتِ آن؛ بازار ۲۴ ساعته است، ولی سیستم تو باید بتواند شبها هم بدون تو کار کند.
کدام اردر کجا؛ نقشهٔ نهایی و تمرین
جمعبندی اجرایی در یک نقشه: برای ورودِ لحظهای در جفت پرنقد، مارکت مجاز است؛ برای ورود روی سطوح تحلیلی، لیمیتِ ازپیشنوشته؛ برای استاپِ زیان، استاپمارکت؛ برای تارگتِ سود، لیمیت روی مقاومت یا هدفِ محاسبهشده؛ و برای بستنِ دو سرِ معامله با هم و دور شدن از صفحه، OCO. هر اردر ابزاری است با کاربردِ مشخص — نه مدالِ حرفهایبودن و نه نشانهٔ جسارت.
خطای رایج و پرهزینه، «مارکت به هر چی» است: معاملهگری که در آلت کمنقد با مارکت میخرد و با مارکت میفروشد، در هر رفتوبرگشت، اسپردِ کامل و دو کارمزدِ تیکر میدهد و در روزِ پرتنش، اسلیپیج هم اضافه میشود؛ جمعش میشود مالیاتِ پنهانِ بیبرنامگی. برعکسش هم خطاست: گذاشتنِ لیمیتِ وسطِ نوسان برای معاملهای که همین حالا باید بسته شود — اردرِ درست، تابعِ هدفِ معامله است نه عادتِ انگشتت.
تمرین عملی این درس: روی یک جفت پرنقد، یک چرخهٔ کامل اجرا کن — لیمیتِ ورود، استاپمارکت، لیمیتِ تارگت یا OCO — با مبلغی که زیانِ احتمالیاش برایت هزینهٔ آموزش باشد. اجرای قانونمند هم مهارت است و مثل هر مهارتی با تکرارِ درست ساخته میشود؛ اولین بارِ واقعی، نباید با سرمایهٔ اصلی اتفاق بیفتد.
مرور نکات این بخش
- ورود لحظهایِ جفت پرنقد یعنی مارکت | ورود روی سطح یعنی لیمیت
- استاپ زیان یعنی استاپمارکت | تارگت یعنی لیمیت | دو سرِ معامله یعنی OCO
- مارکتِ بیجا در جفت خشک، مالیاتِ پنهانِ هر رفتوبرگشت است
- اجرای قانونمند هم مهارت است؛ اول با مبلغ آموزشی تمرینش کن
نکته طلایی
نکتهٔ طلایی: پیش از هر اردر یک جمله بگو: «این اردر چرا از این نوع است؟» — اگر جوابی از قواعد این درس نداشت، حتی اگر قیمت بعدی خوشاقبال بود، اشتباهی در راه بوده است.
آنچه در این درس یاد گرفتی
- مارکت یعنی فوریت؛ تضمینِ اجرا نه قیمت — در جفت خشک یعنی شروع با حدود ۰٫۸٪ زیانِ خام
- لیمیت یعنی قیمتِ دلخواه با کارمزد میکرِ کمتر؛ ریسکش پُر نشدن است، نه زیان
- ورود قانونمند روی سطح: لیمیت و استاپ و تارگت، همه پیش از کلیک نوشته میشوند
- مثال کامل: لیمیت ۹۲٬۵۰۰ | استاپ ۸۹٬۸۰۰ | تارگت ۱۰۰٬۷۰۰ یعنی ریسک به ریوارد حدود ۱ به ۳ و حجم ۰٫۰۱۸۵ بیتکوین با ریسک ۱٪
- استاپِ زیان، استاپمارکت است؛ استاپلیمیت در کرش میتواند پُر نشود و زیانِ آزاد بسازد
- OCO تارگت و استاپ را لینک میکند: اجرای یکی، لغوِ خودکارِ دیگری
- انتخاب نوع اردر بخشی از پلن است، نه سلیقهٔ لحظهٔ کلیک
مرور سریع نکات طلایی
قبل از کوییز، نکتههای مهم را از حفظ بگو — بعد کارت را برگردان.
کوییز درس
۵ سوال کوتاه برای تثبیت یادگیری — بعد از هر پاسخ، توضیح را میبینی.
مطالب مرتبط
درسهای همین فصل
این درس بخشی از سطح ۲ دنیای کریپتو و مسیر آموزشی تریدپرو است.