سطح ۱ — شناخت بازار

انواع اردر؛ خرید، فروش، حد سود و حد ضرر

اجرای حرفه‌ای معامله با اردرهای Market و Pending

۱۴ دقیقه مطالعه۶۰ XPمرحله ۸ از ۱۱

در پایان این درس می‌توانی…

پیش از ارسال سفارش دمو، قیمت، حد ضرر و ریسک را مشخص کنی.

  1. جهت و نوع سفارش را انتخاب کن
  2. نقطه ابطال و مبلغ ریسک را بنویس
  3. با حجم محاسبه‌شده در دمو تمرین کن

یک مثال برای شروع

سرمایه فرضی ۱۰۰۰ دلار و ریسک ۱٪ یعنی بودجه زیان ۱۰ دلار؛ اهرم، این بودجه را بزرگ‌تر نمی‌کند. حد ضرر هم قیمت اجرا را در همه شرایط تضمین نمی‌کند.

ابتدا مثال را بفهم؛ در میانه درس یک تمرین کوتاه و در پایان، جمع‌بندی و کوییز داری.

تا اینجا یاد گرفتی بازار را بخوانی و قیمت‌ها را ترجمه کنی؛ حالا نوبتِ زبانِ فرمان است: اردرها. اردر یعنی دستورِ خرید یا فروشِ تو به بروکر — و این دستور خانواده‌هایِ مختلفی دارد: فوری (Market)، منتظرمانده (Pending) و دو نگهبانِ همیشگی: حدِ سود و حدِ ضرر. اینجا همان نقطه‌ای است که دانش از کاغذ به پلتفرم منتقل می‌شود — و بازار برایِ هر ابهامِ کوچکِ باقی‌مانده، صورت‌حسابِ واقعی می‌فرستد. در این درس همه را با مثال‌های عددی یاد می‌گیری، نسبتِ ریسک به ریوارد را با ریاضیاتِ ساده می‌بینی و مهم‌تر از همه، عادتی را می‌سازی که حسابِ آینده‌ات را نجات می‌دهد: هیچ اردری بدونِ حدِ ضرر.

۱

اردر یعنی چه؟ زبانِ فرمانِ تو

هر تصمیمِ معاملاتی در نهایت به یک فرمانِ دقیق به بروکر ختم می‌شود؛ این فرمان «اردر» نام دارد. یک اردرِ کامل همیشه چند جزءِ مشخص دارد: جهت (خرید یا فروش)، حجم (چند لات)، نوعِ اجرا (فوری یا شرطی) و در حالتِ کاملش، قیمتِ خروجِ سود و ضرر. معامله‌گرِ حرفه‌ای هیچ‌وقت «فقط خرید» نمی‌زند؛ پکیجِ کاملِ اردر را می‌فرستد.

خانواده‌هایِ اصلی دو تا هستند: اردرهایِ Market که همین حالا و با بهترینِ قیمتِ موجود اجرا می‌شوند، و اردرهایِ Pending که شرطِ قیمت می‌گذارند و منتظر می‌مانند. جدا از این‌ها، حدِ سود (TP) و حدِ ضرر (SL) مثلِ دو نگهبان روی هر اردر می‌نشینند — Market یا Pending، فرقی نمی‌کند.

چرا این دقتِ زبانی مهم است؟ چون بخشِ بزرگی از «ضررهایِ فنی» مبتدی‌ها ریشه در اردرِ اشتباه دارد، نه تحلیلِ اشتباه: خرید به‌جایِ فروش، Pending در سمتِ اشتباهِ قیمت، فراموشیِ SL. در این درس این خطاها سیستماتیک بسته می‌شوند — با فهمِ هر اردر و تمرینِ ثبتِ «پکیجِ کامل».

از تصمیم تا سفارش دمودیاگرام آموزشی
پیش از کلیک، حد ضرر و حجم باید معلوم باشند.
مرور نکات این بخش
  • اردرِ کامل = جهت + حجم + نوعِ اجرا + SL/TP — «فقط خرید» اردر نیست
  • دو خانواده‌ی اصلی: Market (فوری) و Pending (شرطی)
  • دو نگهبان روی هر اردر: حدِ سود (TP) و حدِ ضرر (SL)
  • بخشِ بزرگی از ضررهایِ فنی مبتدی‌ها ریشه در اردرِ اشتباه دارد، نه تحلیلِ اشتباه
  • قبل از هر کلیک: «جهت، حجم، خروج‌ها» را بلند بگو

نکته طلایی

قبل از هر کلیک، سه چیز را بلند بگو: «جهت، حجم، خروج‌ها». اگر یکی مفقود بود، کلیک نکن. این سه‌کلمه‌ای‌گفتن، ارزان‌ترین ریسک‌منیجرِ دنیاست.

۲

اردر Market؛ معامله‌ی همین حالا

ساده‌ترین اردر، Market است: «همین حالا و با بهترینِ قیمتِ موجود بخر یا بفروش». مثلاً روی EUR/USD که Ask = ۱٫۰۸۵۲ است، با یک کلیکِ خریدِ Market تقریباً همان لحظه در ۱٫۰۸۵۲ — یا خیلی نزدیکِ آن — وارد می‌شوی. تضمینِ این اردر «اجرا شدن» است، نه «قیمتِ دقیق».

نقطه‌ضعفش همین است: در لحظاتِ پرنوسان ممکن است اجرا کمی بهتر یا بدتر از عددی که دیدی باشد — به این «لغزش» یا Slippage می‌گویند و در بخشِ آخرِ درس بازش می‌کنیم. قاعده‌ی کلی: Market برایِ لحظاتی است که «همین‌حالابودنِ» ورود از یک‌دو پیپِ قیمت مهم‌تر است؛ مثلِ خروجِ اضطراری — نه ورودِ عجولانه.

یک عادتِ سالم که همین‌جا بساز: هرگز Market را با «حواس‌پرتی» نزن. چون Market فوری است، دستِ عجول به‌راحتی سراغش می‌رود؛ اما ورودِ خوب همیشه دلیلِ از‌قبلِ مشخص دارد. در دمویِ خودت قاعده بگذار: قبل از هر Market، جمله‌یِ دلیل را در دفترچه بنویس — بعد کلیک.

ریسک پیش از وروددیاگرام آموزشی
مثال فرضی بدون هزینه: سرمایه ۱۰۰۰ دلار، ریسک ۱٪ و بودجه زیان ۱۰ دلار.
مرور نکات این بخش
  • Market = اجرای فوری با بهترینِ قیمتِ موجود
  • مثال: خریدِ Market روی Ask = ۱٫۰۸۵۲ → اجرا در همان ۱٫۰۸۵۲ یا خیلی نزدیکش
  • تضمینِ این اردر «اجرا شدن» است، نه «قیمتِ دقیق»
  • لغزش (Slippage): اختلافِ جزئیِ اجرا از عددِ دیده‌شده در لحظاتِ پرنوسان
  • Market برایِ خروجِ اضطراری و لحظاتِ «همین‌حالا» — نه ورودِ عجولانه

نکته طلایی

Market ابزارِ «حالا» است نه ابزارِ «حوصله». اگر دلیلِ ورودت «هرچی هست، شروع شد» است، آن معامله از اول با پایِ گِل ایستاده است.

۳

اردرهای Limit؛ شکارِ قیمتِ بهتر

اردرِ Pending یعنی شرطِ قیمت: «اگر قیمت به این عدد رسید، وارد شو». دو نوعِ Limit دارد که هر دو «شکارِ قیمتِ بهتر از الان» هستند. Buy Limit زیرِ قیمتِ فعلی می‌نشیند: EUR/USD الان ۱٫۰۸۵۰ است و تو Buy Limit در ۱٫۰۸۲۰ می‌گذاری — یعنی «اگر افتاد و ارزان شد، بخر». Sell Limit بالایِ قیمتِ فعلی می‌نشیند: Sell Limit در ۱٫۰۸۸۰ یعنی «اگر بالا رفت و گران شد، بفروش».

چرا معامله‌گرِ صبور Limit را دوست دارد؟ چون نقطه‌ی ورودش را از قبل انتخاب می‌کند و اجازه نمی‌دهد بازار او را در «هر جایی» بگیرد. فرض کن تحلیلت می‌گوید قیمتِ ۱٫۰۸۲۰ ناحیه‌یِ جذابِ خرید است (چرا؟ این دقیقاً موضوعِ «حمایت» در سطح ۲ است)؛ با Buy Limit یا ورودِ شکار می‌کنی یا اصلاً وارد نمی‌شوی — سومین حالتِ «با پشیمانی در ۱٫۰۸۶۰ خریدم» حذف می‌شود.

و یک هشدارِ صادقانه: Limit یعنی «فقط اگر قیمت آمد»؛ گاهی نمی‌آید و معامله از دست می‌رود. این «از‌دست‌رفتنِ» معامله، اولین امتحانِ بزرگِ ذهنِ معامله‌گر است — حرفه‌ای‌ها معامله‌ی «برنامه‌دار» را می‌خواهند نه معامله‌ی «قطعی». جا ماندن از حرکتی که در برنامه نبود، ضرر نیست؛ خروج از برنامه است.

مرور نکات این بخش
  • Buy Limit: خرید در قیمتِ پایین‌تر از فعلی — شکارِ ارزانی
  • Sell Limit: فروش در قیمتِ بالاتر از فعلی — شکارِ گرانی
  • اجرا فقط وقتی قیمت به سطحِ تو برسد؛ وگرنه هیچ
  • مثالِ Buy Limit: قیمت ۱٫۰۸۵۰، اردر در ۱٫۰۸۲۰ — «اگر افتاد و ارزان شد، بخر»
  • مثالِ Sell Limit: قیمت ۱٫۰۸۵۰، اردر در ۱٫۰۸۸۰ — «اگر بالا رفت و گران شد، بفروش»
  • جا ماندن از معامله‌ی برنامه‌دار، ضرر نیست؛ خروج از برنامه است

نکته طلایی

قاعده‌ی حفظی برایِ همیشه: «Limit = بهتر از الان». اگر اردرِ Limit در «بدتر از قیمتِ فعلی» نشسته، چیزی اشتباه است — همان‌جا و قبل از کلیک، چکش کن.

۴

اردرهای Stop؛ تعقیبِ جهت

دو نوعِ دیگرِ Pending، اردرهایِ Stop هستند — و این‌ها در «سمتِ حرکت» می‌نشینند. Buy Stop بالایِ قیمتِ فعلی: EUR/USD در ۱٫۰۸۵۰ است و تو Buy Stop در ۱٫۰۸۷۰ می‌گذاری — یعنی «اگر بالا رفت و از این سطح عبور کرد، بخرم»؛ چون می‌خواهی فقط وقتی وارد شوی که «شدنش» تأیید شده. Sell Stop زیرِ قیمتِ فعلی: در ۱٫۰۸۳۰ یعنی «اگر شکست و پایین رفت، بفروشم».

منطقِ Stop با Limit برعکس است: Limit می‌گوید «قیمتِ ارزان را شکار کن»، Stop می‌گوید «جهت را دنبال کن». Stop محبوبِ معاملاتِ «شکستِ سطح» است — مثلاً وقتی فکر می‌کنی عبور از ۱٫۰۸۷۰ شروعِ حرکتِ جدیدی است، Buy Stop دقیقاً رویِ همان خطِ جبهه می‌نشیند. اینکه «کدام شکست‌ها واقعی‌اند» را در سطح ۲ با حمایت و مقاومت می‌سازی؛ فعلاً مکانیکِ اردر را کامل کن.

ترفندِ چهارگانه‌یِ حفظ‌کردن، یک‌بار برایِ همیشه: «Limitها بهترِ الان، Stopها ادامه‌ی حرکت». Buy Limit زیرِ خرید، Sell Limit بالایِ فروش؛ Buy Stop بالایِ خرید، Sell Stop زیرِ فروش. این چهار جمله را سه بار بلند بگو؛ بیشترین خطایِ فنیِ مبتدی‌ها دقیقاً همین‌جاست.

انواع اردر نسبت به قیمت فعلی
انواع اردر Pending نسبت به قیمت فعلیقیمت فعلی — ۱٫۰۸۵۰Sell Limit — ۱٫۰۸۸۰فروش با قیمت بهترBuy Stop — ۱٫۰۸۷۰خرید در جهت شکستSell Stop — ۱٫۰۸۳۰فروش در جهت شکستBuy Limit — ۱٫۰۸۲۰خرید با قیمت بهترStop = اجرا در جهت حرکت بازار / Limit = اجرا با قیمت بهتر از فعلی
اردرهای Pending دو خانواده‌اند: Stop در جهت حرکت بازار اجرا می‌شود و Limit با قیمت بهتر از فعلی.
مرور نکات این بخش
  • Buy Stop: خرید در بالایِ قیمتِ فعلی — ورود بعد از شکستِ رو به بالا
  • Sell Stop: فروش در زیرِ قیمتِ فعلی — ورود بعد از شکستِ رو به پایین
  • چهارگانه‌یِ حفظی: Limit = قیمتِ بهتر | Stop = تعقیبِ جهت
  • مثالِ Buy Stop: قیمت ۱٫۰۸۵۰، اردر در ۱٫۰۸۷۰ — «اگر عبور کرد و شکست، بخرم»
  • مثالِ Sell Stop: قیمت ۱٫۰۸۵۰، اردر در ۱٫۰۸۳۰ — «اگر شکست و پایین رفت، بفروشم»

نکته طلایی

یک تمرینِ کاغذی: جدولِ چهارخانه بکش، قیمتِ فعلی را وسطِ آن بنویس و هر چهار اردر را در خانه‌یِ درستش بنویس. این کاغذ را تا یک هفته کنارِ مانیتور نگه دار — تا چشمت بدونِ فکرکردن، جایِ درستِ هر اردر را ببیند.

۵

حد ضرر (SL)؛ بیمه‌نامه‌ی معامله

حدِ ضرر (Stop Loss) قیمتی است که اگر معامله علیه تو رفت، به‌طورِ خودکار و بدونِ نیاز به حضورِ تو با ضررِ مشخص بسته می‌شود. مثالِ عددی: خریدِ EUR/USD در ۱٫۰۸۵۰ با SL = ۱٫۰۸۲۰؛ یعنی اگر قیمت به ۱٫۰۸۲۰ برسد، بروکر خودش معامله را می‌بندد و ضررت همان لحظه ۳۰ پیپ است — نه بیشتر، مگر لغزشِ جزئی که در بخشِ آخر می‌آید.

قدرتِ SL در «خودکار بودن» است: در غیابِ تو، در خوابِ تو، زیرِ دوشِ تو هم اجرا می‌شود — و مهم‌تر: در لحظه‌ای که ذهنت منفی می‌شود هم اجرا می‌شود. همان‌طور که در درسِ اول گفتم، لحظه‌یِ ورود تنها زمانِ ذهنِ سردِ توست؛ بعد از آن، امید و انکار فرمان می‌گیرند. SL باید هم‌لحظه‌یِ ورود ثبت شود، نه «بعداً می‌گذارم».

یک واقعیتِ تلخ اما مفید را هم صادقانه بگویم: بخشِ بزرگی از حساب‌های سوخته، دقیقاً ماجراهایِ «حد ضرر نداشتن» یا «جابه‌جا کردنِ حدِ ضرر به عقب» هستند. بازار به‌ندرت در یک حرکت حساب را صفر می‌کند؛ حساب‌ها معمولاً با ده‌ها «ضررِ بدونِ برنامه» آب می‌شوند. SL کوچک‌ترین بخشِ هر اردر است و بزرگ‌ترین مسئولیت را هم همین او دارد.

مرور نکات این بخش
  • SL = قیمتِ خروجِ خودکار با ضررِ مشخص — بدونِ نیاز به حضورِ تو
  • مثال: خرید ۱٫۰۸۵۰ با SL = ۱٫۰۸۲۰ → ضررِ حداکثر ۳۰ پیپ، قفل از لحظه‌ی ورود
  • قدرتش در خودکار بودن است: در غیابِ تو و در لحظه‌ی منفی‌شدنِ ذهن هم اجرا می‌شود
  • SL باید هم‌لحظه‌ی ورود ثبت شود — نه «بعداً می‌گذارم»
  • حساب‌ها معمولاً با ده‌ها «ضررِ بدونِ برنامه» آب می‌شوند، نه با یک حرکتِ نادر

نکته طلایی

قانونِ آهنینِ تریدپرو از همین درس: هیچ اردری بدونِ SL ثبت نشود. اگر پلتفرمت «اجازه‌یِ» اردرِ بدونِ حدِ ضرر می‌دهد، این آزادی نیست؛ دام است. حتی معاملاتِ چنددقیقه‌ایِ حرفه‌ای‌ها هم همیشه SL دارند — در سطح ۵ می‌بینی چطور.

۶

حد سود (TP)؛ خروجِ بی‌هیجان

حدِ سود (Take Profit) قیمتی است که با رسیدنِ بازار به آن، معامله‌یِ سودده به‌طورِ خودکار بسته می‌شود. ادامه‌یِ مثال: خریدِ ۱٫۰۸۵۰ با TP = ۱٫۰۹۱۰؛ قیمت به ۱٫۰۹۱۰ که برسد، سودِ ۶۰ پیپیِ تو قفل و معامله بسته می‌شود — چه تو پشتِ چارت باشی، چه مشغولِ کارِ دیگر.

فایده‌یِ پنهانِ TP شاید مهم‌تر از خودِ «سود گرفتن» باشد: جلوگیری از «خارج‌شدنِ زودهنگام از طمع». دو دشمنِ معامله‌گر در لحظه‌یِ سود، حرصِ بیشتر («برود بالاتر، نگیرم») و ترسِ برگشت («همین‌جا ببندم که نپرسد») هستند؛ TP از قبل این دو صدا را خاموش می‌کند. خروجِ برنامه‌دار جای خروجِ هیجانی را می‌گیرد.

بگذار ساده جمعش کنم: SL مثل کمربندِ ایمنی است و TP مثل فرودِ برنامه‌ریزی‌شده‌ی هواپیما. هیچ‌کدام جذاب نیستند؛ هر دو مالِ کسانی‌اند که قرار است دوباره پرواز کنند. معامله‌گری که با SL و TP کار می‌کند شاید روزهایِ کم‌هیجانی‌تری دارد؛ اما ماه‌های بیشتری هم به معامله‌گری می‌رسد.

مرور نکات این بخش
  • TP = قیمتِ بستنِ خودکارِ معامله‌ی سودده
  • مثال: خرید ۱٫۰۸۵۰ با TP = ۱٫۰۹۱۰ → سودِ ۶۰ پیپی قفل می‌شود — چه پشتِ چارت باشی چه نه
  • TP دو دشمنِ خروج را خاموش می‌کند: طمعِ بیشتر و ترسِ برگشت
  • خروجِ برنامه‌دار جای خروجِ هیجانی را می‌گیرد
  • SL و TP همیشه با هم و هم‌لحظه‌ی ورود ثبت شوند

نکته طلایی

SL و TP را همیشه «با هم و هم‌لحظه‌یِ ورود» ثبت کن. اردری که SL دارد و TP ندارد نصفه است؛ اردری که هیچ‌کدام را ندارد، حادثه‌یِ در انتظارِ وقوع است.

۷

ریسک به ریوارد؛ ریاضیاتِ پشتِ اردرِ خوب

وقتی SL و TP را کنارِ هم می‌گذاری، یک عددِ حیاتی متولد می‌شود: نسبتِ ریسک به ریوارد. مثالِ کامل: خریدِ ۱ لاتِ EUR/USD در ۱٫۰۸۵۰ با SL = ۱٫۰۸۲۰ (۳۰ پیپ ریسک) و TP = ۱٫۰۹۱۰ (۶۰ پیپ هدف) → نسبت ۳۰ به ۶۰ یعنی ۱ به ۲. یعنی با هر دلارِ ریسک، دو دلار هدف گرفته‌ای؛ ضررِ حداکثر ۳۰۰ دلار و سودِ احتمالی ۶۰۰ دلار.

چرا این نسبت این‌قدر مهم است؟ چون «بردنِ همه‌ی معاملات» نه ممکن است و نه لازم. با نسبتِ ۱ به ۲، از هر ۱۰ معامله فقط ۴ برد کافی است تا در مجموع مثبت شوی: ۴ برد × ۶۰ = ۲۴۰ پیپ سود، منهایِ ۶ باخت × ۳۰ = ۱۸۰ پیپ ضرر → جمع ۶۰ پیپ مثبت. ریاضیاتِ ساده‌یِ سودآوریِ بلندمدت همین است — نه ترتیبِ شانسیِ بردها.

در این سطح، کاری که باید بکنی فقط «دیدنِ» این نسبت در هر اردر است: هر بار SL و TP می‌گذاری، فاصله‌ها را بشمار و نسبت را بلند بگو — «۱ به ۲»، «۱ به ۱٫۵»، «۱ به ۳». عددِ کمتر از ۱ به ۱ یعنی معامله‌ای که باید بیشتر از نصفِ معاملات را ببری تا سربسر شوی؛ ساختِ حرفه‌ایِ این نسبت، درسِ اصلیِ سطح ۴ است.

مرور نکات این بخش
  • ریسک به ریوارد = فاصله‌ی SL ÷ فاصله‌ی TP
  • با ۱ به ۲، حتی ۴۰٪ برد در بلندمدت کفافِ مثبت‌بودن می‌دهد
  • عادتِ این سطح: نسبتِ هر اردر، قبل از کلیک بلند گفته شود
  • مثال: SL = ۳۰ پیپ و TP = ۶۰ پیپ → ۱ به ۲؛ با ۱ لات: ضررِ حداکثر ۳۰۰ و سودِ احتمالی ۶۰۰ دلار
  • از ۱۰ معامله با ۱ به ۲: ۴ برد × ۶۰ − ۶ باخت × ۳۰ = ۶۰ پیپ مثبت

نکته طلایی

چهار برده و شش باختِ پیدرپی با نسبتِ ۱ به ۲ را روی کاغذ شبیه‌سازی کن و «موجِ حساب» را ببین. این تمرینِ ده‌دقیقه‌ای، رابطه‌ی تو را با «باختنِ قانون‌مند» — که ستونِ روانشناسیِ سطح ۴ است — از روزِ اول صلحی می‌کند.

۸

نکاتِ اجرا: اسپرد، لغزش و اعتبارِ اردر

چند واقعیتِ فنیِ اجرا که هر کدام قیمتِ واقعی دارد. اول: اردرهایِ خرید در Ask اجرا می‌شوند و فروش در Bid. یعنی در مثالِ خریدِ ۱٫۰۸۵۰ با SL = ۱٫۰۸۲۰، عملاً باید فاصله‌یِ کمی بیش از ۳۰ پیپ از Askِ ورود در نظر بگیری، چون Bid همیشه چند پیپ پایین‌تر ایستاده. مبتدی‌هایی که این را حساب نمی‌کنند، از «چرا استاپم زودتر خورد؟» شگفت‌زده می‌شوند.

دوم: لغزش. در لحظاتِ پرنوسان — زمانِ انتشارِ خبرِ اشتغالِ آمریکا (NFP) یا جلسه‌هایِ نرخِ بهره — SL تو ممکن است در ۱٫۰۸۱۷ اجرا شود نه دقیقاً ۱٫۰۸۲۰. در جفت‌هایِ اصلی این اختلاف معمولاً جزئی است، اما اتفاق می‌افتد و بدترینِ لحظاتش همان لحظاتِ خبر است — یکی از دلایلی که در این سطح، معامله در لحظه‌یِ خبر ممنوعِ منطقیِ توست.

سوم: اردرهایِ Pending تا وقتی فعال نشده‌اند فقط «شرطِ ذخیره‌شده»اند؛ می‌توانی قبل از اجرا ویرایش یا حذفشان کنی و اسپردِ لحظه‌یِ فعال‌شدن، هزینه‌یِ واقعیِ تو خواهد بود. چهارم — و پرتکرارترینِ همه: بعد از هر ثبت، از پنجره‌ی «معاملاتِ باز» چک کن که SL و TP واقعاً ثبت شده‌اند. فراموشیِ این چکِ پنج‌ثانیه‌ای، از رایج‌ترین سوخت‌سوزی‌هایِ مبتدیان است.

مرور نکات این بخش
  • خرید در Ask اجرا می‌شود، فروش در Bid — فاصله‌ی SL را با همین حساب بگذار
  • لغزشِ جزئیِ SL در لحظاتِ خبر طبیعی است؛ برایِ همین در لحظه‌ی خبر معامله نکن
  • Pending قبل از فعال‌شدن قابلِ ویرایش و حذف است
  • بعد از هر ثبت: چک کن SL و TP واقعاً روی پوزیشن نشسته‌اند
  • فراموشیِ «نگاهِ آخر» = یکی از رایج‌ترین سوخت‌سوزی‌هایِ مبتدیان

نکته طلایی

پس از ثبتِ هر اردر، عادتِ «نگاهِ آخر» بساز: پنجره‌یِ معاملاتِ باز را باز کن، جهت و حجم و SL/TP را بخوان و بعد سرِ کارت برگرد. پنج ثانیه‌ای که می‌تواند یک اشتباهِ بزرگ را نجات دهد.

آنچه در این درس یاد گرفتی

  • اردر = فرمانِ کامل: جهت + حجم + نوعِ اجرا + SL/TP؛ «فقط خرید» اردر نیست.
  • Market فوری اجرا می‌شود؛ تضمینش «اجرا» است نه «قیمتِ دقیق» — لغزش ممکن است.
  • Limitها در قیمتِ «بهتر از الان» می‌نشینند (Buy Limit زیر، Sell Limit بالای قیمت) — شکارِ قیمت.
  • Stopها در «ادامه‌ی حرکت» می‌نشینند (Buy Stop بالای، Sell Stop زیر قیمت) — تعقیبِ جهت.
  • SL نگهبانِ ضررِ محدود است و باید هم‌لحظه‌یِ ورود ثبت شود؛ خودکار و مصون از هیجانِ لحظه.
  • TP سودِ برنامه‌ریزی‌شده را قفل می‌کند و صدای طمع و ترس را در خروج خاموش می‌کند.
  • ریسک به ریوارد = فاصله‌ی SL به TP؛ با ۱ به ۲، حتی ۴۰٪ برد در بلندمدت کافی است.
  • خرید در Ask و فروش در Bid اجرا می‌شود؛ لغزشِ خبری را بپذیر و در لحظه‌ی خبر معامله نکن.

مرور سریع نکات طلایی

قبل از کوییز، نکته‌های مهم را از حفظ بگو — بعد کارت را برگردان.

۱ از ۸

کوییز درس

۵ سوال کوتاه برای تثبیت یادگیری — بعد از هر پاسخ، توضیح را می‌بینی.

۵ سوال ۶۰ XP

مطالب مرتبط

این درس بخشی از سطح ۱ — شناخت بازار و مسیر آموزشی تریدپرو است.