سطح ۱ — شناخت بازار

انواع حساب‌های معاملاتی؛ استاندارد، ECN و Raw

تفاوت حساب‌ها، اسپرد و کمیسیون — انتخاب حساب درست

۱۴ دقیقه مطالعه۶۰ XPمرحله ۱۰ از ۱۱

بروکرِ معتبر را انتخاب کرده‌ای، اردرها را می‌شناسی و دموی‌ات راه افتاده؛ حالا وقتِ آن است که به سوالِ بعدی برسی: «حسابِ واقعی‌ام را از چه نوعی باز کنم؟» استاندارد، ECN و Raw — سه اسمِ پرتکرار که تفاوت‌شان فقط برچسب نیست؛ ساختارِ هزینه‌ی هر معامله‌ی تو برایِ سال‌هایِ بعد، همان‌جا تعیین می‌شود. در این درس تفاوتِ حساب‌ها را با عدد مقایسه می‌کنیم، نه با شعار: اسپردِ استانداردِ حدود ۱٫۲ پیپی در برابرِ اسپردِ خامِ ۰٫۱ پیپی به‌علاوه‌ی کمیسیونِ حدود ۷ دلاری. یاد می‌گیری هزینه‌ی کاملِ معامله را مثلِ یک فاکتورِ شفاف حساب کنی، مفهومِ سوآپ (کارمزدِ شبانه) را بشناسی و در پایان بر اساسِ سبک و تعدادِ معاملات‌ات حسابِ درست را انتخاب کنی. این عجیب‌ترین درسِ سطحِ ۱ است: هیچ‌چیزِ جدیدی درباره‌ی چارت نمی‌آموزی اما هر جمله‌اش مستقیماً روی پول اثر دارد.

۱

حسابِ استاندارد؛ سادگی به قیمتِ اسپرد

حسابِ استاندارد (Standard) پرکاربردترین و ساده‌ترین نوع است: همه‌ی هزینه‌ی تو داخلِ اسپرد جمع می‌شود و هیچ کمیسیونِ جداگانه‌ای در فاکتور نمی‌بینی. برایِ جفتِ EUR/USD اسپردِ معمول در این نوع حساب حدود ۱٫۲ پیپ است؛ عددی که نه خبرِ خوشایندی است نه فاجعه — فقط باید بدانی با چه چیزی سروکار داری. رابطه‌ی تو با بروکر اینجا مثلِ رستورانی است که خدمت و چای و نان را داخلِ قیمتِ غذا آورده باشد.

حسابش کنیم: در ۱ لاتِ کامل، هر پیپِ EUR/USD حدود ۱۰ دلار است؛ پس اسپردِ ۱٫۲ پیپی یعنی ۱۲ دلار هزینه برایِ هر رفت‌وبرگشتِ یک لاتِ کامل. با ۰٫۱ لات همین عدد ۱٫۲ دلار می‌شود و با ۰٫۰۱ لات فقط ۱۲ سِنت. همین سه عدد را حفظ کن؛ تمامِ مقایسه‌هایِ این درس روی همین‌ها سوار می‌شوند.

حسابِ استاندارد برایِ چه کسی خوب است؟ معامله‌گرِ کم‌فرکانس — کسی که هفته‌ای یکی دو معامله می‌زند — و تازه‌کاری که می‌خواهد دنیایِ حسابِ واقعی را با کمترین پیچیدگی شروع کند. وقتی تعدادِ معامله کم است، اختلافِ چند دلاری هم کوچک می‌مانَد و سادگی خودش یک ارزش است: هرچه ساختار ساده‌تر، خطایِ اجراییِ کمتر.

مرور نکات این بخش
  • استاندارد: همه‌ی هزینه داخلِ اسپرد؛ بدونِ کمیسیونِ جداگانه
  • EUR/USD حدود ۱٫۲ پیپ: ۱ لات = ۱۲ دلار رفت‌وبرگشت | ۰٫۱ لات = ۱٫۲ دلار | ۰٫۰۱ لات = ۱۲ سِنت
  • مناسبِ سبکِ کم‌فرکانس و شروعِ ساده‌ی حسابِ واقعی
  • مثالِ سربه‌سر: خرید در Ask = ۱٫۰۹۱۲ با اسپردِ ۱٫۲ پیپ — بازار باید ۱٫۲ پیپ به نفعِ تو برود
  • قاعده: هرچه ساختارِ حساب ساده‌تر، خطایِ اجراییِ کمتر

نکته طلایی

در حسابِ استاندارد، قیمتِ واقعیِ ورودت را همیشه با اضافه‌کردنِ اسپرد حساب کن؛ اگر در Ask = ۱٫۰۹۱۲ خریدی و اسپرد ۱٫۲ پیپ بود، بازار باید ۱٫۲ پیپ به نفعِ تو حرکت کند تا فقط به سربه‌سر برسی — این پله‌ی اولِ سود هرگز نمایش داده نمی‌شود اما همیشه وجود دارد.

۲

حسابِ ECN و Raw؛ اسپردِ خام به‌علاوه‌ی کمیسیون

حساب‌هایِ Raw و ECN منطقِ دیگری دارند: اسپردِ خامِ بازار به تو می‌دهند — که برایِ EUR/USD معمولاً حدود ۰٫۱ پیپ و گاهی نزدیکِ صفر است — و به‌جایش کارمزدِ جداگانه‌ای به اسمِ کمیسیون می‌گیرند؛ عددِ رایج حدود ۷ دلار برایِ هر لاتِ کامل در رفت‌وبرگشت (حدود ۳٫۵ دلار موقعِ ورود و ۳٫۵ دلار موقعِ خروج). اسمِ ECN از «شبکه‌ی ارتباطِ الکترونیکی» می‌آید: اردرِ تو مستقیم‌تر به استخرِ نقدینگی وصل می‌شود و اجرا معمولاً تمیزتر و سریع‌تر است.

کنارِ هم بگذار: ۱ لات در حسابِ Raw = اسپردِ ۰٫۱ پیپ (۱ دلار) + کمیسیونِ ۷ دلار = حدود ۸ دلار در رفت‌وبرگشت؛ در برابرِ ۱۲ دلارِ استاندارد. یعنی برایِ لاتِ کامل، Raw حدود ۴ دلار در هر رفت‌وبرگشت ارزان‌تر است؛ برایِ ۰٫۱ لات: ۰٫۱ دلار اسپرد + ۰٫۷ دلار کمیسیون = ۰٫۸ دلار در برابرِ ۱٫۲ دلار. اختلافِ کوچکی که با فرکانسِ معامله ضرب می‌شود.

دو نکته‌ی واقعیِ این حساب‌ها: اول، اسپردِ خام یعنی شناورِ به معنایِ واقعی — در لحظه‌هایِ پرتنش، اسپردِ Raw هم باز می‌شود و فقط کمیسیونِ ثابت می‌مانَد. دوم، حداقلِ واریزِ این حساب‌ها معمولاً کمی بالاتر است و بعضی بروکرها همین ساختار را با اسم‌هایِ دیگری مثل «Pro» یا «Zero» می‌فروشند — پیش از باز کردن، همیشه جدولِ اسپرد و کمیسیونِ خودِ بروکر را ببین، نه اسمِ حساب را.

اسپرد Bid / Ask
قیمت خرید Ask و قیمت فروش Bid با ناحیه اسپردقیمت۱٫۰۸۵۴۱٫۰۸۵۲۱٫۰۸۵۰۱٫۰۸۴۸قیمت خرید (Ask)قیمت فروش (Bid)اسپرد = ۲ پیپ
تو با قیمت Ask می‌خری و با Bid می‌فروشی؛ اختلاف این دو (اسپرد) هزینه اجرای هر معامله است.
مرور نکات این بخش
  • Raw/ECN: اسپردِ خامِ ۰٫۱ پیپ (گاهی نزدیکِ صفر) + کمیسیون
  • کمیسیونِ رایج: حدود ۷ دلار بر لاتِ کامل در رفت‌وبرگشت (۳٫۵ ورود + ۳٫۵ خروج)
  • جمعِ ۱ لاتِ EUR/USD: ۰٫۱ پیپ (۱ دلار) + ۷ دلار ≈ ۸ دلار — ۴ دلار ارزان‌تر از استاندارد
  • اسپردِ خام واقعاً شناور است؛ فقط کمیسیون ثابت می‌مانَد
  • اسم‌های تجاریِ متفاوت: «Pro»، «Zero» — همیشه جدولِ خودِ بروکر را ببین

نکته طلایی

قاعده‌ی سرانگشتی: در حسابِ Raw هزینه‌ی سربه‌سرِ تو حدود ۰٫۸ پیپ است (۰٫۱ اسپرد + ۰٫۷ معادلِ کمیسیون) و در استاندارد ۱٫۲ پیپ؛ این دو عددِ کوچک را در تصمیمِ «کدام حساب» جایگزینِ همه‌ی شعارهایِ تبلیغاتی کن.

۳

محاسبه‌ی هزینه‌ی کاملِ معامله؛ فاکتورِ شفاف

عبارتِ «هزینه‌ی کامل» یعنی جمعِ همه‌چیزهایی که برایِ یک رفت‌وبرگشت می‌پردازی: اسپرد به‌علاوه‌ی کمیسیون؛ و اگر پوزیشن را شب نگه داشتی، سوآپ هم اضافه می‌شود. تازه‌کار فقط اسپردِ لحظه‌ای را می‌بیند؛ معامله‌گرِ منظم فاکتورِ کامل را — دقیقاً مثلِ تاجر‌ای که قیمتِ خرید، حمل و انبار را با هم حساب می‌کند، نه فقط قیمتِ کالا.

مثالِ عددیِ مقایسه‌ای: معامله‌گری روزی ۵ رفت‌وبرگشتِ ۱ لاتی دارد. استاندارد: ۵ × ۱۲ = ۶۰ دلار در روز؛ Raw: ۵ × ۸ = ۴۰ دلار. در ماهِ کاریِ ۲۰ روزه: ۱٬۲۰۰ دلار در برابرِ ۸۰۰ دلار؛ اختلافِ ۴۰۰ دلارِ ماهانه که هیچ‌کدام از آن «ضررِ تحلیلی» نیست — فقط هزینه‌ی ساختار است. حالا اگر همین معامله‌گر هفته‌ای ۲ معامله کند، اختلافِ ماهانه‌اش حدود ۳۲ دلار می‌شود؛ یعنی اهمیتِ انتخابِ حساب با فرکانس تغییر می‌کند.

یک زاویه‌ی دیگر: نسبتِ هزینه به هدف. معامله‌گرِ با هدفِ ۸ پیپی و ۱ لات: در استاندارد ۱۲ دلار از ۸۰ دلارِ هدف = ۱۵٪؛ در Raw هشت دلار = ۱۰٪. همان معامله با هدفِ ۶۰ پیپی: حدود ۲٪ و ۱٫۳٪. پس هرچه هدف‌ات کوتاه‌تر، ساختارِ هزینه‌ات حساس‌تر — معامله‌گرِِ سریع رویِ حسابِ استاندارد، عملاً داوطلبانه مالیاتِ اضافه می‌پردازد.

مرور نکات این بخش
  • هزینه‌ی کامل = اسپرد + کمیسیون (+ سوآپِ شبانه در صورتِ نگه‌داشتنِ پوزیشن)
  • ۱ لات رفت‌وبرگشت: استاندارد ≈ ۱۲ دلار | Raw ≈ ۸ دلار
  • پله‌ی سربه‌سر: استاندارد ≈ ۱٫۲ پیپ | Raw ≈ ۰٫۸ پیپ
  • هرچه فرکانسِ بیشتر و هدفِ کوتاه‌تر، انتخابِ حساب تعیین‌کننده‌تر
  • مثالِ فرکانس: روزی ۵ رفت‌وبرگشتِ ۱-لاتی → ماهِ ۲۰ روزه: ۱٬۲۰۰ در برابرِ ۸۰۰ دلار

نکته طلایی

قبل از باز کردنِ حسابِ واقعی، یک ستون در ژورنالت برای «هزینه‌ی کاملِ هر معامله» بگذار و ماهِ اول را فقط پرش کن؛ دیدنِ جمعِ ماهانه‌ی این ستون، بیشتر از هر توصیه‌ای حسابِ درست را به تو معرفی می‌کند.

۴

اسپردِ ثابت و شناور

اسپرد دو شخصیت دارد: ثابت و شناور. ثابت یعنی بروکر عددِ مشخصی را اعلام می‌کند — مثلاً ۱٫۵ پیپ برایِ EUR/USD — و در اکثرِ شرایط همان می‌مانَد؛ شناور یعنی عددِ لحظه‌ای با عرضه و تقاضایِ عمیقِ بازار بالا و پایین می‌رود: گاهی ۰٫۶ و گاهی بسیار بیشتر. حساب‌هایِ استانداردِ امروزی اغلب شناورند؛ اسپردِ ثابت بیشتر در حساب‌هایِ خاصِ بعضی بروکرها دیده می‌شود.

اسپردِ شناور کِی باز می‌شود؟ سه لحظه‌ی کلاسیک: انتشارِ خبرِ مهم (اسپردِ ۰٫۸ پیپی می‌تواند چند ثانیه به ۶ پیپ برسد)، ساعاتِ مرده‌ی شبانه (نقدینگیِ کم)، و لحظه‌ی رول‌اورِ نیمه‌شبِ مالی — حدود ۰۲:۳۰ تا ۰۳:۳۰ بامداد به وقتِ ایران — که حساب‌هایِ شب‌مانده تسویه می‌شوند. این بازشدنِ لحظه‌ای می‌تواند استاپ یا سودِ تنگِ تو را همان‌جا اجرا کند؛ نه چون جهتِ بازار عوض شد، چون کرایه‌ی عبور یک لحظه گران شد.

کدام بهتر است؟ اسپردِ شناور در حالتِ عادیِ روز معمولاً از ثابتِ همان جفت کمتر است (چون خام‌تر است) اما در لحظه‌هایِ حساس ناپایدار می‌شود؛ اسپردِ ثابت قابلِ پیش‌بینی اما در حالتِ عادی گران‌تر است. برایِ تو در این مرحله، حسابِ شناورِ معتبر کافی است — به‌شرطِ قانونِ ساده‌ی «در لحظه‌ی خبر اردرِ تازه نزن» که در درسِ نشست‌ها گفتیم.

مرور نکات این بخش
  • ثابت: عددِ اعلامیِ بروکر در اکثرِ شرایط ثابت — قابلِ پیش‌بینی، در حالتِ عادی گران‌تر
  • شناور: عددِ لحظه‌ای با عمقِ بازار — در حالتِ عادی کمتر، در لحظه‌هایِ حساس ناپایدار
  • سه لحظه‌ی بازشدن: خبرِ مهم | ساعاتِ مرده | رول‌اورِ ۰۲:۳۰ تا ۰۳:۳۰ بامدادِ ایران
  • اسپردِ بازِ لحظه‌ای می‌تواند استاپِ تنگ را صرفاً به‌خاطرِ هزینه اجرا کند
  • انتخابِ این مرحله: حسابِ شناورِ معتبر + دوری از دقیقه‌ی خبر

نکته طلایی

اسپردِ ثابت را «قولِ قیمت» نگذار؛ در بازارهایِ پرنوسانِ واقعی، بروکرِ اسپردِ ثابت هم با لغزش اجرا می‌دهد. چیزی که واقعاً کنترل می‌کنی نوعِ ساعتِ معامله‌ات است، نه نوعِ اسپردِ بروکر.

۵

سوآپ؛ کرایه‌ی شبانه‌ی پوزیشن

اگر پوزیشن‌ات را از نیمه‌شبِ مالی (لحظه‌ی رول‌اور) رد کنی، یک آیتمِ جدید به فاکتورت اضافه می‌شود: سوآپ — کارمزدِ یا گاهی درآمدِ شبانه. سوآپ از تفاوتِ نرخِ بهره‌ی دو ارزِ جفت می‌آید: اگر ارزی که خریدی نرخِ بهره‌ی کمتری از ارزی که فروختی داشته باشد، معمولاً سوآپِ منفی می‌پردازی و برعکس. به همین دلیل، جهتِ معامله — خرید یا فروش — علامتِ سوآپ را عوض می‌کند.

با عدد: فرض کن سوآپِ خریدِ ۰٫۲ لاتِ EUR/USD برایِ حسابِ تو منفیِ ۱٫۲ دلار در شب است. اگر پوزیشن‌ات ۱۰ شب بمانَد، ۱۲ دلار سوآپ پرداخته‌ای؛ اگر هدفِ سودِ همان معامله ۶۰ دلار بوده، یعنی ۲۰٪ از هدفت پیش از رسیدن به آن، صرفِ کرایه‌ی شبانه شده. برایِ معامله‌گرِ روزانه که شبانه پوزیشن نمی‌گذارد، سوآپ تقریباً هیچ است؛ برایِ سوئینگ‌تریدر، عددِ جدیِ فاکتور.

دو ریزنکته: اول، در فارکس شبِ چهارشنبه معمولاً سوآپِ سه‌روزه محاسبه می‌شود (به‌خاطرِ تعطیلیِ آخرِ هفته) — نگه‌داشتنِ پوزیشن از چهارشنبه به پنج‌شنبه گران‌تر از بقیه‌ی شب‌هاست. دوم، سوآپِ مثبت که بعضی جفت‌ها و جهات می‌دهند، حرفه‌ی جدایی به اسمِ کَری ترید دارد؛ اما جمع‌کردنِ سوآپ بدونِ مدیریتِ ریسک، ماجرایِ جدیِ سطح‌هایِ بالاتر است و فعلاً فقط اسمش را بدان.

مرور نکات این بخش
  • سوآپ = کارمزد یا درآمدِ شبانه از تفاوتِ نرخِ بهره‌ی دو ارزِ جفت
  • جهتِ معامله علامتِ سوآپ را عوض می‌کند: خرید و فروشِ همان جفت، دو عددِ متفاوت
  • مثال: سوآپِ منفیِ ۱٫۲ دلار در شب با ۰٫۲ لات → ۱۰ شب = ۱۲ دلار (۲۰٪ از هدفِ ۶۰ دلاری)
  • شبِ چهارشنبه معمولاً سوآپِ سه‌روزه — نگه‌داشتنِ پوزیشن گران‌تر
  • سوآپِ مثبت = «کَری ترید» — فعلاً فقط اسمش را بدان

نکته طلایی

قانونِ سوئینگ‌تازه‌کار: قبل از نگه‌داشتنِ هر پوزیشنِ چندشبه، سوآپِ همان جفت و همان جهت را از تبِ Specification نماد در پلتفرم بخوان و در محاسبه‌ی نهاییِ معامله بیاور؛ عددِ شبانه‌ی کوچک، در ده شب بزرگ می‌شود.

۶

حسابِ دمو و سِنتی؛ پله‌هایِ انتقال

پیش از هر حسابِ واقعی، پله‌ها را مرور کنیم. دمو را می‌شناسی: قیمتِ واقعی، پولِ مجازی — بهترین شبیه‌سازِ مهارتِ فنی. بعد از دمو، بعضی بروکرها «حسابِ سِنتی» دارند: حسابی واقعی با پولِ واقعی اما با واحدِ سِنت؛ یعنی ۱۰ دلارِ واریزی، ۱٬۰۰۰ سِنتِ حسابِ معاملاتی می‌شود و ۱ لاتِ سِنتی معادلِ ۰٫۰۱ لاتِ استاندارد است. نتیجه: با ده‌ها دلار، نسخه‌ی کوچک‌شده‌ی دنیایِ پولِ واقعی را تجربه می‌کنی.

چرا این پله مهم است؟ چون شکافِ روانیِ دمو و واقعی، خودش یک مسئله‌ی جدی است: ضربانِ قلب با پولِ واقعی فرق دارد. حسابِ سِنتی — یا در نبودش، حسابِ واقعیِ میکرو با مبلغِ خیلی کم — این شکاف را با شیبِ ملایم طی می‌کند: اجرایِ واقعی می‌بینی، اسپردِ واقعی می‌چشی و احساسِ پول را لمس می‌کنی اما در اندازه‌ای که اشتباهش زندگی‌ات را تکان ندهد.

مسیرِ پیشنهادی همین جاست: دمو تا تثبیتِ رفتار (معیارهایِ درسِ راه‌اندازیِ حسابِ دمو) بعد حسابِ سِنتی یا میکرو با مبلغِ قابلِ سوختنِ آسان، بعد رشدِ تدریجیِ اندازه فقط وقتی ماه‌ها داده‌ی ژورنال، فرآیندِ تکرارپذیر نشان داده باشد. هیچ‌کدام از این پله‌ها کم‌ارزش نیست؛ پرش از روی‌شان همان چیزی است که آمارِ سالِ اولِ تازه‌کارها را می‌سازد — درسِ کاملِ این موضوع، درسِ بعدی است.

مرور نکات این بخش
  • حسابِ سِنتی: واقعی با پولِ واقعی اما واحدِ سِنت — ۱۰ دلارِ واریزی = ۱٬۰۰۰ سِنت
  • ۱ لاتِ سِنتی = ۰٫۰۱ لاتِ استاندارد — نسخه‌ی کوچک‌شده‌ی دنیایِ پولِ واقعی
  • فایده: شکافِ روانیِ دمو و واقعی با شیبِ ملایم طی می‌شود
  • مسیر: دمو تا تثبیتِ رفتار → سِنتی/میکرو → رشدِ تدریجی فقط با داده‌ی ژورنال
  • هیچ پله‌ای را نپر — پرش‌ها همان آمارِ سالِ اول را می‌سازند

نکته طلایی

در حسابِ سِنتی هم دقیقاً مثلِ حسابِ بزرگ ژورنال بنویس و قانون بگذار؛ پرارزش‌ترین خروجیِ این مرحله سود نیست، ساختنِ عادت‌هایی است که با بزرگ‌شدنِ حساب انتقال‌پذیر بمانند.

۷

حسابِ سِنتی؛ راهنمایِ کاملِ پلهٔ میانی

در بخشِ قبل فقط اسمِ حسابِ سِنتی را شنیدی؛ حالا آناتومی‌اش را دقیق باز کنیم، چون ساختارش ساده‌تر از چیزی است که به‌نظر می‌رسد: واحدِ این حساب سِنت است، نه دلار. واریزیِ ۱۰ دلاری در پنجره‌ی حساب، ۱٬۰۰۰ سِنت موجودی نمایش می‌دهد و سود و ضرر و اسپرد و سوآپ همه با همین واحد ثبت می‌شوند. مقیاسِ حجم هم دگرگون است: ۱ لاتِ سِنتی (cent lot) برابرِ ۱٬۰۰۰ واحدِ ارزِ پایه است — دقیقاً ۰٫۰۱ لاتِ استاندارد. و حتماً این را از یاد نبر: حسابِ سِنتی حسابِ واقعی است، نه دمویِ شکل‌عوض‌کرده؛ پولِ واقعی واریز می‌کنی، اجرایِ واقعی می‌گیری و اسپرد و لغزشِ واقعی می‌چشی — فقط همه‌چیز صد برابر کوچک‌تر رخ می‌دهد.

ریاضیاتِ مدیریتِ سرمایه را با یک مثالِ کامل در این واحد تمرین کن. واریزیِ ۲۰ دلار = ۲٬۰۰۰ سِنت موجودی؛ قانونِ ریسکِ ۲٪ یعنی در هر معامله حداکثر ۴۰ سِنت ریسک کن — عددی که در هیچ حسابِ دلاریِ کوچکی قابلِ اجرا نیست اما اینجا دقیق و جدی محاسبه می‌شود. حالا معامله‌ی EUR/USD با استاپِ ۲۵ پیپی: هر پیپِ ۱ لاتِ سِنتیِ EUR/USD حدود ۱۰ سِنت ارزش دارد (۱٬۰۰۰ واحد × ۰٫۰۰۰۱ = ۰٫۱ دلار)؛ پس حجم = ۴۰ ÷ (۲۵ × ۱۰) = ۰٫۱۶ لاتِ سِنتی — یعنی ۱۶۰ واحدِ واقعیِ ارز، معادلِ ۰٫۱۶ میکرولاتِ استاندارد. این همان ماشین‌حسابِ سه‌گامیِ حجم است که در سطح ۴ کامل بازش می‌کنیم؛ اینجا فقط با سِنت کار می‌کند و خروجی‌اش در پلتفرم قابلِ اجراست.

صادقانه کنارِ هم بگذاریم: مزیتِ بزرگِ این پله، ارزان‌ترین آزمونِ روانیِ دنیاست — ضربانِ قلبِ پولِ واقعی به قیمتِ چند دلار؛ اما عیب‌هایش را هم بدان: بعضی حساب‌هایِ سِنتی اسپرد یا اجرایِ متفاوتی با حسابِ اصلیِ همان بروکر دارند و کوچکیِ عددِ سود، بعضی کاربرها را بی‌انگیزه می‌کند. بروکرهایِ شناخته‌شده‌ای که این نوع حساب را می‌دهند RoboForex (ProCent)، FBS (Cent)، Exness (Standard Cent) و Alpari هستند — و همیشه پیش از باز کردن، جدولِ اسپرد و مشخصاتِ لاتِ خودِ همان بروکر را بخوان. یک هشدارِ بی‌تعارف هم داشته باش: اگر نقشه‌ات «ساختنِ درآمدِ ماهانه با ۵۰ دلار» است، حسابِ سِنتی جایِ تو نیست — این پله برایِ ساختنِ رفتارِ تکرارپذیر طراحی شده، نه درآمد. قانونِ ارتقایش هم عددی و ساده است: وقتی ۳ ماهِ پیاپی ژورنالِ سِنتی‌ات سودده بسته شد و قواعدت بدونِ استثنا اجرا شده بود، به میکرو یا استانداردِ کوچک منتقل شو و حجم را تدریجی و با داده بزرگ کن.

پلهٔ سِنتی — مبدلِ واحدها
مبدلِ واحدِ حسابِ سِنتی: دلار به سِنت و لاتِ استاندارد به لاتِ سِنتی$واریزی: ۲۰ دلار×۱۰۰¢موجودی: ۲٬۰۰۰ سِنت۱ لاتِ استاندارد = ۱۰۰٬۰۰۰ واحد۱ لاتِ سِنتی = ۱٬۰۰۰ واحد = ۰٫۰۱ لاتلاتِ استاندارد: هر پیپ ≈ ۱۰ دلارلاتِ سِنتی: هر پیپ ≈ ۱۰ سِنتهمه‌چیزِ حسابِ سِنتی ۱۰۰ برابر کوچک‌تر است: واریزی، حجم و ارزشِ پیپ
حسابِ سِنتی واحدش سِنت است نه دلار: واریزیِ ۲۰ دلار ۲٬۰۰۰ سِنتِ موجودی می‌شود و ۱ لاتِ سِنتی فقط ۱٬۰۰۰ واحد (۰٫۰۱ لاتِ استاندارد) است — یعنی هر پیپِ EUR/USD حدود ۱۰ سِنت. همه‌چیز صد برابر کوچک‌تر می‌شود اما قواعدِ ریسک همان‌اند: این پله، تمرینِ ریسکِ ۲٪ با پولِ واقعی است.
مرور نکات این بخش
  • واحدِ سِنت: واریزیِ ۱۰ دلار = ۱٬۰۰۰ سِنتِ موجودی؛ همه‌ی محاسبات با سِنت
  • ۱ لاتِ سِنتی = ۱٬۰۰۰ واحد = ۰٫۰۱ لاتِ استاندارد؛ هر پیپِ EUR/USD ≈ ۱۰ سِنت (۰٫۱ دلار)
  • مثالِ کامل: ۲۰ دلار (۲٬۰۰۰ سِنت) + ریسکِ ۲٪ (۴۰ سِنت) + استاپِ ۲۵ پیپی → ۰٫۱۶ لاتِ سِنتی
  • واقعی است نه دمو: پولِ واقعی، اجرایِ واقعی، اسپردِ واقعی — فقط ۱۰۰ برابر کوچک‌تر
  • RoboForex ProCent | FBS Cent | Exness Standard Cent | Alpari — ارتقا بعدِ ۳ ماهِ ژورنالِ سوددهِ تکرارپذیر

نکته طلایی

در حسابِ سِنتی دقیقاً همان قواعدِ حسابِ بزرگ را اجرا کن — همان ریسکِ ۲٪، همان استاپِ واقعی، همان ژورنال؛ هدفِ این پله ساختنِ عادت است نه سود. اگر روزی حجم را به‌بهانه‌ی کوچکیِ حساب بالا ببری، پله را از درون خراب کرده‌ای: عادتِ بزرگ‌کردنِ بی‌دلیل، با حسابِ بزرگ فاجعه می‌شود.

۸

کدام حساب برایِ تو؟ جدولِ تصمیم

انتخابِ حساب را به سه متغیر گره بزن: فرکانسِ معامله، سبکِ نگه‌داشتنِ پوزیشن و اندازه‌ی سرمایه‌ی شروع. جدولِ منطقی‌اش این است:

چند ریزنکته‌ی اجرایی هم داشته باش: حداقلِ واریزِ استاندارد معمولاً کمتر از Raw است؛ اگر سرمایه‌ی شروعِ تو کوچک است، همین عدد ملاکِ عملی می‌شود. اهرمِ بالا را با «قدرتِ خرید» اشتباه نگیر — اهرم فقط سقفِ سپرده‌گذاری برای پوزیشن‌های بزرگ‌تر است و ریسکِ واقعیِ تو را حجمِ انتخابی‌ات می‌سازد نه عددِ اهرم؛ بحثِ کاملش در سطح ۴. و در نوعِ حساب، همیشه اعدادِ واقعیِ اسپرد و کمیسیون را از جدولِ خودِ بروکر بخوان — دو بروکر با «حسابِ Raw» می‌توانند اعدادِ کاملاً متفاوت بدهند.

جمع‌بندیِ درس در یک جمله: حساب، زیرساختِ هزینه‌ی توست — سبکِ سریع به زیرساختِ ارزان و دقیق نیاز دارد و سبکِ آرام می‌تواند سادگی را انتخاب کند. در درسِ بعدی، مهم‌ترین درسِ ذهنیِ این سطح می‌آید: انتظاراتِ واقع‌بینانه و فهرستِ اشتباهاتی که تازه‌کارها را حذف می‌کنند؛ درسی که صادقانه‌تر از همه‌ی درس‌ها با حرف می‌زند.

استاندارد در برابرِ Raw/ECN
مقایسهٔ حسابِ استاندارد و Raw/ECNاستانداردساختارِ هزینههمه داخلِ اسپرداسپردِ EUR/USD۱٫۲ پیپکمیسیونِ هر لات۰ دلاررفت‌وبرگشتِ ۱ لات۱۲ دلارپلهٔ سربه‌سر۱٫۲ پیپRaw / ECNساختارِ هزینهاسپردِ خام + کمیسیوناسپردِ EUR/USD۰٫۱ پیپکمیسیونِ هر لات۷ دلاررفت‌وبرگشتِ ۱ لات۸ دلارپلهٔ سربه‌سر۰٫۸ پیپVSکم‌فرکانس / سوئینگ ← استاندارددی‌ترید / اسکالپ ← Raw / ECNاختلافِ ۴ دلاریِ هر لات با فرکانسِ معامله ضرب می‌شود — همیشه جدولِ خودِ بروکر را ببین، نه برچسبِ حساب را
فاکتورِ یک رفت‌وبرگشتِ ۱-لاتی EUR/USD: استاندارد همهٔ هزینه را داخلِ اسپرد می‌گیرد (۱٫۲ پیپ ≈ ۱۲ دلار) و Raw اسپردِ خامِ ۰٫۱ پیپ + ۷ دلار کمیسیون ≈ ۸ دلار — اختلافِ ۴ دلاریِ کوچک که با فرکانسِ معامله ضرب می‌شود؛ سوئینگ‌کار سادگی را انتخاب می‌کند و اسکالپر زیرساختِ ارزان را.
مرور نکات این بخش
  • سوئینگِ کم‌فرکانس (هفته‌ای ۱ تا ۳ معامله): استاندارد کافی؛ سادگی ارزش دارد، سوآپ را چک کن
  • دی‌ترید (روزانه چند معامله): Raw یا ECN؛ اختلافِ ۴ دلاریِ لاتِ کامل با فرکانسِ روزانه واقعی می‌شود
  • اسکالپ (اهدافِ ۵ تا ۸ پیپی): ECN/Raw عملاً الزامی — ۱٫۲ پیپِ استاندارد یعنی ۱۵ تا ۲۵٪ از هدف
  • تازه‌کارِ مسیرِ یادگیری: دمو بعد سِنتی/میکرو بعد استانداردِ ساده؛ پیچیدگی را دیرتر بیاور
  • سه متغیرِ تصمیم: فرکانس + سبکِ نگه‌داشتنِ پوزیشن + سرمایه‌ی شروع

نکته طلایی

قانونِ نهاییِ این درس: اگر روزانه بیش از حدودِ ۵ معامله می‌زنی، اختلافِ ۴ دلاریِ هر رفت‌وبرگشتِ لاتِ کامل دیگر «جزئیات» نیست — یکی از اقلامِ اصلیِ فاکتورِ معامله‌گریِ توست و باید در هر محاسبه حاضر باشد.

آنچه در این درس یاد گرفتی

  • حسابِ استاندارد: همه‌ی هزینه داخلِ اسپرد؛ EUR/USD حدود ۱٫۲ پیپ = ۱۲ دلار رفت‌وبرگشتِ لاتِ کامل، بدونِ کمیسیون.
  • Raw/ECN: اسپردِ خامِ حدود ۰٫۱ پیپ + کمیسیونِ حدود ۷ دلار بر لات در رفت‌وبرگشت؛ جمعِ حدود ۸ دلار — ۴ دلار ارزان‌تر از استاندارد.
  • هزینه‌ی کامل = اسپرد + کمیسیون + سوآپِ شبانه؛ پله‌ی سربه‌سر: استاندارد ≈ ۱٫۲ پیپ و Raw ≈ ۰٫۸ پیپ.
  • هرچه فرکانسِ بیشتر و هدفِ کوتاه‌تر، انتخابِ حساب تعیین‌کننده‌تر؛ معامله‌گری با هدفِ ۵ تا ۸ پیپی رویِ استاندارد، مالیاتِ اضافه می‌دهد.
  • اسپردِ شناور در لحظه‌ی خبر، ساعاتِ مرده و رول‌اورِ حدود ۰۲:۳۰ تا ۰۳:۳۰ بامدادِ ایران باز می‌شود؛ در دقیقه‌ی خبر اردرِ تازه نزن.
  • سوآپ، هزینه یا درآمدِ شبانه از تفاوتِ نرخِ بهره است؛ برایِ پوزیشنِ چندشبه جدی می‌شود و شبِ چهارشنبه معمولاً سه‌برابر.
  • پله‌هایِ انتقال: دمو بعد حسابِ سِنتی/میکرو با پولِ کم بعد رشدِ تدریجی؛ هیچ پله‌ای را نپر.
  • انتخابِ حساب = فرکانس + سبک + سرمایه؛ همیشه اعدادِ خودِ بروکر را ببین نه برچسبِ حساب را.
  • حسابِ سِنتی: پلهٔ میانیِ دمو→واقعی با پولِ واقعی؛ ۱ لاتِ سِنتی = ۰٫۰۱ لاتِ استاندارد و هر پیپِ EUR/USD ≈ ۱۰ سِنتِ حساب — برایِ تمرینِ ریسکِ ۲٪ با واریزیِ ۱۰ تا ۵۰ دلاری.

مرور سریع نکات طلایی

قبل از کوییز، نکته‌های مهم را از حفظ بگو — بعد کارت را برگردان.

۱ از ۸

کوییز درس

۵ سوال کوتاه برای تثبیت یادگیری — بعد از هر پاسخ، توضیح را می‌بینی.

۵ سوال ۶۰ XP

مطالب مرتبط

این درس بخشی از سطح ۱ — شناخت بازار و مسیر آموزشی تریدپرو است.